التقاطی
ظاهر
فارسی
[ویرایش]ریشه لغت
[ویرایش]- عربی
آوایش
[ویرایش]- /اِلتِقاطی/
صفت نسبی
[ویرایش]التقاطی
- منسوب به التقاط؛ در بر دارنده عناصر مختلفی از آراء، عقاید و روشها، یا آمیزهای از چند روش و مکتب، معمولاً بدون سنخیت محتوایی و ارزشی.
- گردآوری و پیوند غیراصولی چندین مجموعة ایدئولوژیکی و نظریههای نا متجانس.
منابع
[ویرایش]- فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین