پرش به محتوا

انبوهش

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

حوزه: [رایانه و فنّاوری اطلاعات، شیمی، علوم جَوّ، ، مهندسی بسپار]

  1. [رایانه و فنّاوری اطلاعات] فرایند جمع‌آوری و گردآوری و هم‌گذاری داده‌ها از دو یا چند منبع

[شیمی، مهندسی بسپار]‏ شکل‌گیری گروهی از قطرات یا ذرات یا حباب‌ها یا مولکول‌ها در کنار هم [علوم جَوّ] 1. فرایند ترکیب ویژگی‌های مختلف سطحی مناطق ناهمگون مجاور به‌صورت مقدار میانگین منطقه‏ای 2. انباشته شدن بلورهای برف براثر برخورد آنها به یکدیگر در ‏هنگام سقوط و تشکیل پَرک‌های برف.

منابع

[ویرایش]

«انبوهش» هم‌ارزِ «aggregation 1»؛ منبع: گروه واژه‌گزینی و زیر نظر حسن حبیبی، دفتر چهارم، فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان، تهران: انتشارات فرهنگستان زبان و ادب فارسی، شابک ۹۶۴-۷۵۳۱-۵۹-۱