پرش به محتوا

اَشخار

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]

آوایش

[ویرایش]
  • /اَش/خار/

اسم مرکب

[ویرایش]

اَشخار

  1. مترادف «کنَنَده مِسکین»، بینوا، بیچاره در فارسی، که از دو بخش عش - خار شکل گرفته است.
    خار در این اصطلاح به معنی عجز و ناتوانی بوده که احتمالاً اشاره به فرد یا ایل ناتوان مانند عشایر که همشیه آواره و سرگردان جلوه می‌نمود، بوده است.

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ شمس