برف تازه
ظاهر
فارسی
[ویرایش]حوزه: [علوم جَوّ]
- 1. برفی که تازه باریده و شکل اولیۀ برفبلورهای آن قابل تشخیص باشد
2. مقدار برفی که بیش از بیستوچهار ساعت از بارش آن نگذشته باشد.
منابع
[ویرایش]«برف تازه» همارزِ «new snow»؛ منبع: گروه واژهگزینی و زیر نظر غلامعلی حدادعادل، دفتر هشتم، فرهنگ واژههای مصوب فرهنگستان، تهران: انتشارات فرهنگستان زبان و ادب فارسی، شابک ۹۷۸-۶۰۰-۶۱۴۳-۰۸-۸