بلوریشده
ظاهر
فارسی
[ویرایش]حوزه: [زمینشناسی، علوم جَوّ]
- ویژگی سیالی که دچار تبلور شده باشد
متـ . متبلور.
منابع
[ویرایش]«بلوریشده» همارزِ «crystallized»؛ منبع: گروه واژهگزینی، دفتر اول، فرهنگ واژههای مصوب فرهنگستان، تهران: انتشارات فرهنگستان زبان و ادب فارسی