به شکوفه نشستن
ظاهر
فارسی
[ویرایش]
ریشه لغت
[ویرایش]- فارسی
آوایش
[ویرایش]- /به/شِکوفه/نشستن/
اسم مرکب
[ویرایش]بهشکوفهنشستن
- (مجاز): شکوفه کردن.
- درختان بادام ... هنگامی که به شکوفه مینشستند، عطر آنها ... واقعاً خیالانگیز بود. «حاجسید جوادی»
منابع
[ویرایش]- فرهنگ بزرگ سخن