پرش به محتوا

بوارد

از ویکی‌واژه

(بَ رِ)

فارسی

[ویرایش]

ریشه‌شناسی

[ویرایش]

اسم

[ویرایش]
  1. جِ بارد، بارده.
  2. شمشیرهای بران.
  3. چیزهای سرد و خنگاه کنید
  4. غنیمت‌های با رن

جمع

[ویرایش]

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ لغت معین