تاردسته
ظاهر
فارسی
[ویرایش]حوزه: [علوم پایۀ پزشکی]
- ۱. دستۀ کوچکی از تارهای عصبی یا ماهیچهای ۲. دستهای از تارهای ماهیچه که عملکرد کمابیش یکسان دارند.
منابع
[ویرایش]«تاردسته» همارزِ «fasciculus, fascicle»؛ منبع: گروه واژهگزینی و زیر نظر غلامعلی حدادعادل، دفتر دوازدهم، فرهنگ واژههای مصوب فرهنگستان، تهران: انتشارات فرهنگستان زبان و ادب فارسی، شابک ۸-۶۶-۶۱۴۳-۶۰۰-۹۷۸