پرش به محتوا

تاره‌تاره‌شدگی

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

حوزه: [خوردگی]

  1. رشد آهسته و بسیار نازک فلز به حالت تاری‌شکل بر روی سطوح فلزی خاص که تحت تنش داخلی ناشی از آبکاری در دمای پایین یا در نتیجۀ تأثیر محلول‌های برّاق‌کننده ایجاد شده‌اند؛ این رشد موجب کاهش تنش داخلی و نیز ایجاد اتصال کوتاه الکتریکی در هنگام عبور جریان الکتریسته می‌شود.

منابع

[ویرایش]

«تاره‌تاره‌شدگی» هم‌ارزِ «whiskering, zinc whiskering»؛ منبع: گروه واژه‌گزینی و زیر نظر غلامعلی حدادعادل، دفتر یازدهم، فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان، تهران: انتشارات فرهنگستان زبان و ادب فارسی، شابک ۳-۴۵-۶۱۴۳-۶۰۰-۹۷۸