پرش به محتوا

تارکتن

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

حوزه: [زیست‏شناسی]

  1. پوشش کلاه‏مانندی که سر زامه را می‏پوشاند.

منابع

[ویرایش]

«تارَک‏تن» هم‌ارزِ «acrosome, perforatorium, apical body»؛ منبع: گروه واژه‌گزینی و زیر نظر حسن حبیبی، دفتر سوم، فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان، تهران: انتشارات فرهنگستان زبان و ادب فارسی، شابک ۹۶۴-۷۵۳۱-۵۰-۸