تسیدن
ظاهر
تَسیْدَن :(tasidan) در گویش گنابادی یعنی هلاک شدن ، نزدیک شدن به مرگ ، اذیت شدن ، سختی دیدن ، زجر کشیدن
تِسیدَن :(tesidan) در گویش دهکردی خالی شدن چیزی ، تخمه تساندن ، (از خستگی تسیدم : انرژی من خالی شد) ، (بادکنک تسید : خالی شدن بادِ بادکنک)