تلنگ
ظاهر
فارسی
[ویرایش](تَ لَ)
تِلِنْگ :(teleng)در گویش گنابادی یعنی صدا کردن چیزی ،یعنی صدا کردن چیزی ، یادآوری کردن موضوعی ، هشدار دادن ،، متوجه کردن کسی به کاری یا واقعه ای
اسم
[ویرایش]- میوهای است شبیه به شفتالو.
منابع
[ویرایش]- فرهنگ لغت معین
(تِ لِ)
- بشکن.
منابع
[ویرایش]- فرهنگ لغت معین
(تُ لَ)
اسم
[ویرایش]- نیاز، ضرورت.
- میل، خواهش.
منابع
[ویرایش]- فرهنگ لغت معین