پرش به محتوا

توتَم

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • دهش‌شده به پارسی باستان: توتم

آوایش

[ویرایش]
  • /توتم/

فعل

[ویرایش]

توتَم

  1. بن واژه توت، مضارعِ گرفتن، بگیر، دستگیر کن و مانند آنها در زبان بهاری.

فعل

[ویرایش]

توتِم

  1. بن واژه توت، به معنی بگیرم، به دام بیاندازم، و مانند آنها در زبان بهاری.

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ شمس