پرش به محتوا

تُرک

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

گونه‌های دیگر نوشتاری

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • ترکی

آوایش

[ویرایش]
  • /تؤرک/

اسم

[ویرایش]

تُرک

  1. نخستین بار اصطلاح «تُرک» (به ترکی باستان: 𐱅𐰇𐰼𐰰 (Türük) یا 𐱅𐰇𐰼𐰰:𐰜𐰇𐰛 (Kök Türük)، به چینی: 突厥، پین‌یین: Tūjué از چینی میانهٔ *tɦut-kyat از *dwət-kuɑt، زبان تبتی باستان: drugu) تنها برای یکی از گروه‌های ترکیگ مخصوصاً گوگ‌ترک‌ها به کار رفته است. گوگ‌ترک‌ها در سنگ‌نوشتهٔ هوایس تُلگُی (Inscription of Hüis Tolgoi) در سدهٔ ششم پس از میلاد، تۆرۆک (türük) یا تؤرؤک (török) هم نامیده شده‌اند. ایشبارا خاقان خود را در نامه‌ای به امپراتور یانگ‌ژیان از دودمان سوئی، «خان کبیر تُرک معرفی می‌کند. سنگ‌نوشته اورخون و سنگ‌نوشته بوگوت از الفاظ تۆرکۆت (türküt)، تۆرک (türk) و تۆرۆک (türük) استفاده می‌کنند. اشاراتی به گروه‌های خاصی از مردمان در دروان باستان متأخر وجود دارد که قوم‌نامشان می‌تواند رونوشت خارجی از نام تُرکان بوده باشد مانند تُگارما، توروکا/توروشخا، توروکّو و… اما شکاف اطلاعاتی به قدری قابل توجه است که ارتباط این اقوام با ترکان را امکان‌پذیر نمی‌نمایاند. همچنین مثلاً در طول سدهٔ نخست پس از میلاد، پمپونیوس ملا به «Turcae» در جنگل‌های شمال دریای آزوف اشاره کرده و پلنیوس در میان مردمان همان جغرافیا از «Tyrcae» ها سخن می‌گوید اما اِلیس مینس، باستان‌شناس بریتانیایی می‌گوید عبارت «Tyrcae Τῦρκα» تصحیحِ نادرستی از «Iyrcae Ἱύρκαι» است و اشاره به مردمانی دارد که بنابر گفتهٔ هرودوت فراتر از تیساگت‌ها ساکن شدند و احتمالاً اجدادِ اوگریِ مجارها بوده‌اند. در کتاب چینی «ژو» (Zhōu Shū) به سدهٔ هفتم میلادی، واژهٔ «تُرک» در واژهٔ کلاه ریشه‌یابی شده و در آن آمده است که این لفظ از شکل کوه محل اشتغالِ ترکان در رشته‌کوه‌های آلتای گرفته شده است. آندراس روناتاس، پژوهشگر مجارستانی، توجه را به واژهٔ ختنی-سکاییِ «tturakä 'lid'» جلب کرده که معنای کلاه می‌دهد اما گلدن برای این ادعا داده‌های بیشتری را لازم می‌داند. عموماً پذیرفته شده است که واژهٔ «تُرک» (تۆرک) از اصطلاح ترکی باستانیِ 𐱅𐰇𐰼𐰰 (تۆرۆک یا تؤرۆک) به معنای «آفریده/متولد» یا «قوی» گرفته شده است. پیتر گلدنِ ترک‌شناس هم موافق است که واژهٔ «تُرک» ریشه در زبان ترکی باستان دارد اما ارتباطش با برخی از برون‌نام‌هایش مانند «دیلی» (Dili)، «دینگ‌لینگ» (Dingling)، «شیله» (Chile)، «تِلِه» (Tele)، «تیِله» (Tiele) که احتمالاً به «تِگرِک» (tegrek) (شاید به معنای ارابه) و سپس به «تیوجو» (Tujue) آوانویسی و در پایان به «تۆرکۆت» (Türküt) آواگردانی شده‌اند مشخص نیست. پژوهندگانی مانند تُرو هانِدا (Toru Haneda)، اُنُگاوا هیدِمی (Onogawa Hidemi) و جِنْگ شیمین (Geng Shimin) باور دارند که «دیلی» (Dili)، «دینگ‌لینگ» (Dingling)، «شیله» (Chile) و «تیوجو» (Tujue) همگی از واژهٔ تُرکیگِ «تُرک» (تۆرک) آمده‌اند که معنای «قدرتمند» و «استقامت» می‌دهد و ریخت جمعش هم «تۆرکۆت» (Türküt) است. بااینکه گرهارد دورفر از این ایده که تُرکْ معنای قوی بدهد دفاع می‌کند، جرارد کلازن اشاره می‌کند که این واژه هیچگاه در معنای قوی به کار نرفته است و در قالب اسم، معنای «اوج بلوغ» (برای میوه یا انسان) را می‌داده است. بیشتر هم در قالب صفت (مثلا برای میوه) به معنی «تازه‌رسیده» یا (مثلا برای انسان) به معنی «جوان، در آغاز زندگی، توانمند» به کار می‌رفته است. هاکان آیدَمیر (Hakan Aydemir) هم می‌گوید که تُرک در اصل معنای قوی را نمی‌داده است، بلکه به معنای «متحد، جمع‌آورده، کنفدراته» بوده و از ریشهٔ پیشانیاترکیِ *türü به معنای «انباشتن، جمع‌آوری‌کردن» آمده است. متقدم‌ترین ترکانی که در منابع چینی قابل شناسایی اند، قرقیزهای یِنیسِی (Yenisei Kyrgyz) و شینلی‌ها (Xueyantuo) در جنوب سیبری هستند. همچنین می‌توان دینگ‌لینگ‌ها را هم برشمرد. رویدادنامه‌نویسانِ قرون‌وسطاییِ اروپایی، مردمانِ ترکیگِ متنوعی در استپ اوراسیا را زیر چترِ هویتیِ سکاها رده‌بندی کرده‌اند. در ۴۰۰ پس از میلاد تا سدهٔ شانزدهم، منابع بیزانسی از واژهٔ «Σκύθαι» با تلفظِ «Skuthai» برای اشاره به ۱۲ گروه متفاوت ترکان استفاده کرده‌اند. در نوشته‌های تاریخی، «ترک» در مقابل تاجیک (ایرانیان مسلمان‌شده/غیر عرب و ترک) آمده است. نام ترک نخستین بار در قرن ششم میلادی در نوشته‌های چینی دیده می‌شود. در همان قرن، ترکان، دولتی نیرومند تأسیس کردند که از مغولستان و سرحد شمالی چین تا دریای سیاه امتداد داشته است. مؤسس حکومت مزبور، که چینیان او را «تئومان» می‌نامند، در کتیبه‌های ترکی بومن، در سال ۵۵۲ م. درگذشت و برادرش «ایستمی خان» (در تاریخ طبری: سنجبوخاقان) که در مغرب فتوحاتی کرده، ظاهراً تا سال ۵۷۶ م. زیسته است این دو برادر گویا از آغاز مستقل از یکدیگر حکومت می‌کردند. چینیان از دولت مزبور بنام امپراتوری ترکان شمال و مشرق یاد کرده‌اند. در سال ۵۸۱ م. تحت نفوذ سلسلهٔ چینی «سویی» این دو امپراتوری به‌طور قطع از یکدیگر جدا شدند و بعدها هر دو تابع سلسلهٔ چینیِ «تانگ» (۶۱۸ – ۹۰۷ م) گردیدند. در حدود سال ۶۸۲ م. ترکان شمال موفق شدند استقلال خود را به‌دست آورند.


منابع .

  • فرهنگ لغت معین