جانماز

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

فارسی[ویرایش]

(نَ)

اسم مرکب[ویرایش]

  1. فرشی کوچک که بر کف اتاق یا زمین گسترند و روی آن نماز گزارند، سجاده. ؛ ~ آب کشیدن تظاهر به پاکی و تقدس کردن.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین


آوایش[ویرایش]

  1. جا نَ ماز Englsih: jaanamaaz IPA: dʒɒːnæmɒːz

نام[ویرایش]

  1. فرشي كوچك كه بر كف اتاق يا زمين گسترند و روي آن نماز گزارند.
  • پلاسي که مخصوص به نماز است و در وقت نماز گزاردن وي را گسترده و در روي آن سجده بجاي آورند. (ناظم الاطباء)
  1. .
  2. مخفف جاي نماز. جامه اي که در آن مهر و سبحه نهند و گاه نماز خواندن در زير پيشاني و روي گسترند

مثال[ویرایش]

جلوه شمشير از روي تو تا محراب شد -- برگرفته از جهان دل جانماز انداخته (اسير (بهار عجم)

)

دو شال سفيد آورد صبح راز -- که سازد يکي زان دو تا جانماز (ملاطغرا)

برميکنم بروي ميان بند جانماز -- لنگوته را معارض شلوار ميکنم (نظام قاری)