جِردادن
ظاهر
فارسی
[ویرایش]ریشه لغت
[ویرایش]- اوستایی/ پهلوی
آوایش
[ویرایش]- /جِر/دادَن/
اسم مرکب
[ویرایش]جِردادن
- واژگانِ (جِر، جِردادن) به چمِ (پاره کردن، شکافتن، چاک دادن) برگرفته از واژگانِ اوستایی و پارسیِ میانه - پهلویِ زیر هستند (با دگرگونیِ آواییِ (ک/ج) :
- واژهیِ (کِرِتی) به چمِ (بریدن، چیدن) در زبانِ اوستایی
- (کَرِتَ، کَرِتی) به چمِ (چاغو، کارد) در زبانِ اوستایی
- (کَرِنت) به چمِ (بریدن، شکافتن) در زبانِ اوستایی
- (کِرینیدن/بُن کنونی:کِران) به چمِ (شکافتن، بریدن، چاک دادن) در زبانِ پارسی میانه - پهلوی.
- نیاز به یادآوری است که واژهیِ (کِرینیدن) کارواژهیِ گذرا (متعدی) در زبانِ پارسی میانه میباشد که در پارسیِ کنونی به دیسهیِ (کِراندن) خوانده و نگاشته می شود که با دگرگونیِ آواییِ (ک/ج) ، کارواژهیِ (جِراندن) به چمِ (جر دادن، شکافتن، بریدن) نمایان میشود.
- پَسگشتها (references): رویههایِ 360، 361 و 380 از نبیگِ (فرهنگِ واژههای اوستا)
- رویهیِ 51 از نبیگِ (فرهنگنامه کوچک پهلوی) نوشتهیِ (دیوید مک کنزی)
اسم
[ویرایش]- ️🗣 // 📤 🌐
- (رایانش)
ترجمه
[ویرایش]
|