پرش به محتوا

جِردادن

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه‌ لغت

[ویرایش]
  • اوستایی/ پهلوی

آوایش

[ویرایش]
  • /جِر/دادَن/

اسم مرکب

[ویرایش]

جِردادن

  1. واژگانِ (جِر، جِردادن) به چمِ (پاره کردن، شکافتن، چاک دادن) برگرفته از واژگانِ اوستایی و پارسیِ میانه - پهلویِ زیر هستند (با دگرگونیِ آواییِ (ک/ج) :
  2. واژه‌یِ (کِرِتی) به چمِ (بریدن، چیدن) در زبانِ اوستایی
  3. (کَرِتَ، کَرِتی) به چمِ (چاغو، کارد) در زبانِ اوستایی
  4. (کَرِنت) به چمِ (بریدن، شکافتن) در زبانِ اوستایی
  5. (کِرینیدن/بُن کنونی:کِران) به چمِ (شکافتن، بریدن، چاک دادن) در زبانِ پارسی میانه - پهلوی.
    نیاز به یادآوری است که واژه‌یِ (کِرینیدن) کارواژه‌یِ گذرا (متعدی) در زبانِ پارسی میانه می‌باشد که در پارسیِ کنونی به دیسه‌یِ (کِراندن) خوانده و نگاشته می شود که با دگرگونیِ آواییِ (ک/ج) ، کارواژه‌یِ (جِراندن) به چمِ (جر دادن، شکافتن، بریدن) نمایان می‌شود.
  6. پَسگشت‌ها (references): رویه‌هایِ 360، 361 و 380 از نبیگِ (فرهنگِ واژه‌های اوستا)
  7. رویه‌یِ 51 از نبیگِ (فرهنگنامه کوچک پهلوی) نوشته‌یِ (دیوید مک کنزی)

اسم

[ویرایش]
  • 🗣 // 📤 🌐
  1. (رایانش)

ترجمه

[ویرایش]