حاجی
ظاهر
فارسی
[ویرایش]ریشه لغت
[ویرایش]- گیرششده از بهاری: حاجه
آوایش
[ویرایش]- /حاجی/
صفت نسبی
[ویرایش]حاجی
- کسی که در مکه مراسم حج به جا آورَد. نک: حاج.
- مؤنث برای حاج تعریف نمیشود، چون واژه عبری هست.
استعاره
[ویرایش]- (عامیانه): حاجی مکه، در مورد کسی گویند که به جایی میرود و تا دیری بازنمیگردد.
| ترجمه | ||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
منابع
[ویرایش]- فرهنگ لغت معین