پرش به محتوا

حاجی

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • گیرش‌شده از بهاری: حاجه

آوایش

[ویرایش]
  • /حاجی/

صفت نسبی

[ویرایش]

حاجی

  1. کسی که در مکه مراسم حج به جا آورَد. نک: حاج.
  2. مؤنث برای حاج تعریف نمیشود، چون واژه عبری هست.‌

استعاره

[ویرایش]
  1. (عامیانه): حاجی مکه، در مورد کسی گویند که به جایی می‌رود و تا دیری بازنمی‌گردد.



ترجمه

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ لغت معین