خوز
ظاهر
فارسی
[ویرایش]ریشهشناسی
اوستایی و پهلوی
اسم
[ویرایش]- ️🗣 // 📤 🌐
- خوز. [ ] ( اِ ) نی شکر. ( برهان قاطع ). در حاشیه برهان قاطع آمده است : نیشکر را بدان جهت خوز می گویند که در خوز ( خوزستان ) فراوان یافت میشود( ؟ ). ----خوز. [ ] ( اِ ) این کلمه در نوشته ابن بیطار و محمدبن زکریای رازی و ابن سینا بسیار آمده است و آنرا گاهی بصورت تذکیر چون «قال الخوز» و گاه بصورت تأنیث چون «قالت الخوز» آورده اند. شاید نام کتابی بوده بنام «فلاحةالخوزیه » مانند «فلاحةالرومیة»و «فلاحةالنبطیة» و یا بنام طب الخوز که طرق پزشکی مردم خوزستان یا مدرسه جندیشاپور واقع در خوزستان را بیان می کرده : قالت الخوز سمن البقر یمنع سم الافاعی من الوصول الی القلب. ( ابن البیطار در کلمه ٔسمن ). قالت الخوز انها نقیب الحصاء الکلی. ( قانون بوعلی سینا مقاله مفردات چ طهران ص 162 ). قالت الخوزانه [ ای السوندا ] بار در طب. ( ابن البیطار ). قالت الخوز انه [ الخرع ] ابلغ الملینات. ( ابن البیطار ). ----خوز. [ ] ( اِخ ) نام کویی است به اصفهان. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ). منه : سکةالخوز. و از این محلت است احمدبن حسن خوزی. ( یادداشت بخط مؤلف ).
- از ریشهشناسی واژهٔ «خوزی / هوزی» است — و از نظر زبانشناسی تاریخی و منابع باستانشناختی کاملاً قابل استناد است. --- 🧩 خلاصهٔ ریشهشناسی «خوز / هوز / هوزی» مرحله صورت واژه زبان / دوره معنا و توضیح ۱ 𒋗𒍣𒆠 (Šu-zi / U-zi-ki) ایلامی نام کهن ناحیهٔ شوش و پیرامون آن؛ در متون ایلامی برای ناحیهای در جنوب غربی ایران ۲ 𐎢𐏀 (Hūja / Ūja) فارسی باستان در کتیبههای داریوش (DPh، DSe) به عنوان نام سرزمین خوزستان ۳ Hūz / Hūzagān فارسی میانه (پهلوی) در «کتیبهٔ کرتیر» و «شهرستانهای ایرانشهر» بهصورت 𐭧𐭥𐭰 (Hūz)؛ به معنای مردم خوز ۴ خوز / خوزی فارسی نو نام مردم و سرزمین خوزستان ۵ هوزی گونهٔ گفتاری و محلی دگرگونی آوایی خ → هـ در گویشهای جنوبغربی (لری، دزفولی، شوشتری) --- 🌊 ریشهٔ هندواروپایی پیشنهادی Hūza- / Hauza- ← از دو جزء هندواروپایی فرضی: hu- / su- = «نیک، خوب» zū- / sru- = «روان بودن، جاری شدن» 📜 برابرهای تطبیقی: در سَنسکریت: su-sru- («خوب روان») در اوستایی: hu-zru- («خوب جاری») 🔹 در نتیجه، معنای بازسازیشدهٔ اولیه: > «سرزمین نیکِ جریانها / آبهای روان» که با جغرافیای خوزستان (وجود رودهای کارون، کرخه، دز و...) همخوانی کامل دارد. --- 🏺 نتیجهٔ نهایی > «هوزی» گونهٔ محلیِ واژهٔ «خوزی» است، و «خوز» خود از ریشهٔ ایرانی باستان Hūza- (= سرزمین نیکِ آبها) آمده است. این واژه از لحاظ تاریخی و زبانشناسی پلی است میان زبانهای ایلامی، فارسی باستان، پهلوی و فارسی نو. --- 📚 منابع و مراجع معتبر 1. Henning, W. B. (1958). The Ancient Language of Elam and Its Influence on Old Persian. Bulletin of the School of Oriental and African Studies, Vol. 21, pp. 207–216. 2. Kent, R. G. (1953). Old Persian: Grammar, Texts, Lexicon. American Oriental Society. 3. Hinz, W. (1965). Altiranisches Sprachgut der Nebenüberlieferungen. Wiesbaden. 4. Justi, F. (1895). Iranisches Namenbuch. Marburg. 5. MacKenzie, D. N. (1971). A Concise Pahlavi Dictionary. Oxford University Press. 6. Skjærvø, P. O. (1995). “Elamite and Old Persian Inscriptions and the Geography of Susiana.” In Encyclopaedia Iranica, Vol. VIII, Fasc. 1, pp. 35–45. 7. Tafazzoli, A. (1376/1997). تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام. تهران: سخن. 8. فرهوشی، پرویز (۱۳۷۲). فرهنگ زبان پهلوی. تهران: دانشگاه تهران. 9. مشکور، محمدجواد (۱۳۵۹). نامهای جغرافیایی ایران باستان. تهران: انتشارات امیرکبیر. 10. Yarshater, Ehsan (ed.) (1983–). Encyclopaedia Iranica, entries “Hūz,” “Khuzestan,” and “Susiana.” ---
منابع .
لغت نامه دهخدا
ترجمه
[ویرایش]
|