پرش به محتوا

داغون

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه‌شناسی

اوستایی و پهلوی

اسم

[ویرایش]
  • 🗣 // 📤 🌐
  1. بیا با دقت بررسی کنیم 👇 ۱. واژهٔ «داغون» در فارسی امروز به معنای «ویران، خراب، از کار افتاده» به‌کار می‌رود. بیشتر پژوهشگران زبان‌شناسی آن را شکل عامیانه و تحول‌یافتهٔ «داغان» می‌دانند. --- ۱. واژهٔ «داغون» در فارسی امروز به معنی «خراب، ویران، از کار افتاده» است. بیشتر پژوهشگران آن را شکل عامیانهٔ تحول‌یافته از «داغان» می‌دانند. نمونهٔ تحول مشابه در فارسی محاوره‌ای: یخدان → یخون 📖 منابع: Steingass, F. A Comprehensive Persian-English Dictionary, p. 452 Lazard, G. Grammaire du persan contemporain, p. 58 --- ۲. واژهٔ «داغان» در فارسی میانه و فارسی دری به معنی «خرد و ریز شده، متلاشی، ویران» به کار می‌رفته است. صورت‌های قدیمی‌تر: dāγān, dāγānag (فارسی میانه). 📖 منابع: Frye, R. N. The History of the Persian Language, 1964, p. 102 MacKenzie, D. N. A Concise Pahlavi Dictionary, p. 102 Nyberg, H. S. A Manual of Pahlavi, vol. I–II, 1974 Skjærvø, P. O. An Introduction to Manichaean Middle Persian and Parthian, 2009 --- ۳. ریشهٔ اوستایی و سانسکریت اوستایی: daγ- → «شکستن، خرد کردن» پهلوی: dāγ- / dāγānag → «خرد، ویران» سانسکریت: dā́h- → «سوزاندن، گداختن» (با مفهوم «فروپاشی و تباه‌شدن» مرتبط است). هر سه از یک ریشهٔ هندواروپایی مشترک برآمده‌اند. 📖 منابع: Darmesteter, J. The Zend-Avesta, p. 33–35 Bartholomae, C. Altiranisches Wörterbuch, 1904, col. 730 ff. Mayrhofer, M. Etymologisches Wörterbuch des Altindoarischen, Bd. I–III, 1992–2001 Burrow, T. The Sanskrit Language, p. 211 Benveniste, É. Origines de la formation des noms en indo-européen, 1935 --- ۴. تحول به فارسی نو واژهٔ «داغان» با معنای «شکسته، خرد» وارد فارسی دری شد. در فارسی محاوره‌ای، پسوند -ان به -ون دگرگون شد: داغان → داغون 📖 منابع: Lazard, G. Grammaire du persan contemporain, p. 58 Steingass, F. A Comprehensive Persian-English Dictionary, p. 452 Windfuhr, G. The Iranian Languages, 2009 --- 🔑 جمع‌بندی 1. «داغون» شکل محاوره‌ای و نوین واژهٔ کهن‌تر «داغان» است. 2. «داغان» در فارسی میانه و پهلوی ثبت شده و ریشه در اوستایی daγ- دارد («شکستن، خرد کردن»). 3. ارتباط معنایی با سانسکریت dā́h- («سوختن، گداختن») از طریق ریشهٔ هندواروپایی مشترک برقرار است. --- 📚 منابع تکمیلی معتبر (فراتر از آنچه بالا ذکر شد) Bartholomae, C. Altiranisches Wörterbuch. Straßburg, 1904. MacKenzie, D. N. A Concise Pahlavi Dictionary. Oxford, 1971. Nyberg, H. S. A Manual of Pahlavi, 2 vols. Wiesbaden, 1974. Skjærvø, P. O. An Introduction to Old Persian. Harvard, 2002. Hoffmann, K. Aufsätze zur Indoiranistik, 3 vols. Wiesbaden, 1975–1979. Bailey, H. W. Dictionary of Khotan Saka. Cambridge, 1979. Mayrhofer, M. Kurzgefasstes etymologisches Wörterbuch des Altindischen (KEWA), 3 vols. Heidelberg, 1956–1976. Mayrhofer, M. Etymologisches Wörterbuch des Altindoarischen (EWA), 3 vols. Heidelberg, 1992–2001. Kent, R. G. Old Persian: Grammar, Texts, Lexicon. New Haven, 1953. Benveniste, É. Le vocabulaire des institutions indo-européennes. Paris, 1969. Schmitt, R. Compendium Linguarum Iranicarum. Wiesbaden, 1989. Windfuhr, Gernot. The Iranian Languages. Routledge, 2009. ---


ترجمه

[ویرایش]