دَژ
ظاهر
فارسی
[ویرایش]
ریشه لغت
[ویرایش]- دهششده به پهلوی: دژ
آوایش
[ویرایش]- /دَژ/
اسم
[ویرایش]دَژ
- یا دج؛ از لحاظ تاریخی ریشه دَژ مقدم بر دِژ بوده و همچنین رابطه مفهومی آن با قلعه منطقیتر است. دَژ در گویش بهاری یعنی دستنخورده، کامل و بدون دستبُردن است.
کهنواژه
[ویرایش]- حکومتهای کهن مالیاتها را جنسی اخذ میکردند اقلامی مانند گندم، جو، خرما، مویز و غیره. انتقال اقلام جمعآوری شده به مرکز بالفور امکان نداشت باید شرایط انتقال آماده میشد؛ پس اجناس باید در جایی نگهداری میشد و آنجا جز اماکن دولتی بین راه مانند قلاع کوچک و پاسگاهها نبود، وقتی همه مالیاتها در پاسگاه جمع و ثبت میشد دستنخورده یا دَژ تا زمان انتقال باقی میماند بدین منوال محل نگهداری کالا از دید عوام دَژ نامیده میشد.
منابع
[ویرایش]- فرهنگ شمس