پرش به محتوا

دَژ

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]
محصول دج هندوانه

ریشه‌ لغت

[ویرایش]
  • دهش‌شده به پهلوی: دژ

آوایش

[ویرایش]
  • /دَژ/

اسم

[ویرایش]

دَژ

  1. یا دج؛ از لحاظ تاریخی ریشه دَژ مقدم بر دِژ بوده و همچنین رابطه مفهومی آن با قلعه منطقی‌تر است. دَژ در گویش بهاری یعنی دست‌نخورده، کامل و بدون دست‌بُردن است.

کهن‌واژه

[ویرایش]
  1. حکومت‌های کهن مالیات‌‌ها را جنسی اخذ می‌کردند اقلامی مانند گندم، جو، خرما، مویز و غیره. انتقال اقلام جمع‌آوری شده به مرکز بالفور امکان نداشت باید شرایط انتقال آماده می‌شد؛ پس اجناس باید در جایی نگهداری می‌شد و آنجا جز اماکن دولتی بین راه مانند قلاع کوچک و پاسگاهها نبود، وقتی همه مالیات‌ها در پاسگاه جمع و ثبت می‌شد دست‌نخورده یا دَژ تا زمان انتقال باقی می‌ماند بدین منوال محل نگهداری کالا از دید عوام دَژ نامیده می‌شد.

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ شمس