پرش به محتوا

رِم

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • عربی

آوایش

[ویرایش]
  • /رِم/

اسم مصدر

[ویرایش]

رِم

  1. پوسیدن، پوسیده شدن استخوان.
  2. اصلاح کردن، نیکو کردن چیزی.
  3. گرفتن ستور چوب‌ها را به دهان و خوردن.

همسان نوشت‌ها

[ویرایش]