پرش به محتوا

سعد

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه‌ لغت

[ویرایش]
  • عربی

آوایش

[ویرایش]
  • /سَعد/

صفت

[ویرایش]

سعد

  1. مبارک، خجسته. سعادت.

کهن‌واژه

[ویرایش]
  1. سعد عربی شده سد یا ست به معنی مانع و مسدود در زبان معیار باستان است. عمرسعد، علی‌سعد، اصطلاحات با حرف اضافی «ع» و فراست، کیاست، سیاست اصطلاحاتی با پسوند حرف «ت» در واقع به مفهوم سد یا مانع هستند.

مترادف‌ها

[ویرایش]



ترجمه

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین