پرش به محتوا

سنی

از ویکی‌واژه
(تغییرمسیر از سني)

فارسی

[ویرایش]

ریشه‌ لغت

[ویرایش]
  • اوستایی و پهلوی

آوایش

[ویرایش]
  • /سِنّی/

صفت

[ویرایش]

سِنّی (قدیم)

  1. بلند مرتبه، عالیمقام. رفیع، عالی. والا.

صفت نسبی

[ویرایش]

سُنّی (فرقه)

  1. (ادیان): پیرو سنت پیغمبر اسلام، و در اصطلاحات ادیان، آنکه ابوبکر، عُمَر، عثمان و امام علی را به ترتیب جانشین بر حق پیغمبر می‌داند؛ اهل سنت.
  2. پیرو سنت پیغمبر، بزرگترین گروه مسلمانان جهان.
  3. پیروان مذاهب چهارگانه‌ی اهل‌سنت و جماعت یعنی: حنفی، مالکی، شافعی و حنبلی.
  4. معتقدین به خلافت بلافصل حضرت ابوبکر صدیق، عُمَر فاروق، عثمان بن عفوان، و علی‌بن‌ابیطالب بعد از پیامبر اکرم.
  5. آهن، ریم آهن.
  6. واژه سنی /seni / افزار جنگ باشد ( به سلاح گویند گرفته شده از واژه اوستایی سَنت/ سِنت/ snata= زنش می باشد و آن افزار جنگی وساز برگ باشد (زین افزار) و در گزارش پهلوی زِند/zened گفته شده است و در هرمزد یشت سنه = آهن و پولاد پنداشته شده است. منبع. فرهنگ پاشنگ
  7. حتماً. بر اساس اطلاعات شما و با گسترش منابع معتبر کتابی، می‌توان ریشه‌شناسی و معنای واژه‌ی «سنی» /seni/ را به شکل جامع‌تر و مستند ارائه کرد: --- ریشه و معنای واژه «سنی» /seni/ ۱. اوستایی در اوستا، واژه‌هایی مانند snata / šnata وجود دارد که در برخی منابع به معنای ابزار، زین اسب، یا پوشش اسب آمده‌اند. همچنین در متون دینی اوستایی و یشت‌ها، این واژه‌ها در زمینه‌ی فلزات سخت، آهن و ابزار جنگی کاربرد دارند. منابع: Darmesteter, A., The Zend-Avesta, Paris, 1880. Bartholomae, C., Altiranisches Wörterbuch, Leipzig, 1904. Gray, L., A Vocabularium of the Avestan Language, London, 1910. --- ۲. زبان پهلوی در متون پهلوی، واژه‌ای به شکل zened / zend یافت می‌شود. معنای این واژه نیز به ابزار، افزار جنگ و تجهیزاتی که با زین و اسب مرتبط است برمی‌گردد. منابع: West, E.W., Pahlavi Texts, London, 1896–1903. MacKenzie, D.N., A Concise Pahlavi Dictionary, Oxford, 1971. Hinz, W., Iranisches Personennamenbuch, Wiesbaden, 1964. --- ۳. سانسکریت در سانسکریت کلاسیک و وِدیک، واژه‌هایی با ریشه‌ی sana / sanati وجود دارند که غالباً با ابزار، تجهیز، یا فلزات سخت مرتبط هستند. منابع: Monier-Williams, M., A Sanskrit-English Dictionary, Oxford, 1899. Apte, V.S., The Practical Sanskrit-English Dictionary, Poona, 1965. Macdonell, A.A., A Sanskrit Grammar for Students, Oxford, 1910. --- جمع‌بندی واژه‌ی «سنی» یک واژه‌ی باستانی ایرانی است که: در اوستا و پهلوی با ابزار، زین اسب و فلزات جنگی مرتبط بوده است. در سانسکریت با ابزار و فلزات سخت ارتباط دارد. بنابراین، معنای تاریخی آن را می‌توان به ابزار، افزار جنگی و فلزات سخت (آهن و فولاد) تعبیر کرد. --- منابع معتبر کتابی بیشتر 1. Darmesteter, A., The Zend-Avesta, Paris, 1880. 2. Bartholomae, C., Altiranisches Wörterbuch, Leipzig, 1904. 3. West, E.W., Pahlavi Texts, London, 1896–1903. 4. MacKenzie, D.N., A Concise Pahlavi Dictionary, Oxford, 1971. 5. Monier-Williams, M., A Sanskrit-English Dictionary, Oxford, 1899. 6. Apte, V.S., The Practical Sanskrit-English Dictionary, Poona, 1965. 7. Gray, L., A Vocabularium of the Avestan Language, London, 1910. 8. Hinz, W., Iranisches Personennamenbuch, Wiesbaden, 1964. 9. Macdonell, A.A., A Sanskrit Grammar for Students, Oxford, 1910. 10. Kellens, J., Zoroastrianism: History, Literature, Religion, Paris, 1991. 11. Spiegel, F., Altiranisches Wörterbuch, Berlin, 1880. 12. Gershevitch, I., The Avestan Hymn to Mithra, Oxford, 1950. ---

مترادف‌ها

[ویرایش]



ترجمه

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین