پرش به محتوا

سهید

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه‌شناسی

اوستایی و پهلوی

اسم

[ویرایش]
  • 🗣 // 📤 🌐
  1. ( مصدر ) ( سهید سهد خواهد سهید بسه سهنده سهیده ) سهستن . منبع. فرهنگ فارسی

از قرن 8 بزرگترین واحد ایل بختیاری از تیره تبدیل به طایفه گردید. چهارلنگ و هفت لنگ تعریف شد و از آن تاریخ تحولات زیادی در زمینه جغرافیا، تقسیمات بصورت مداوم بوجود آمد. بدین سبب هنوز اجماعی بر روی چارت بختیاری وجود ندارد. برآیند نظریات متعدد از میان کتب و ماخذ شفاهی بدین گونه می باشد. ( ت ) ( ط ) دینارانی شامل تش های سرقلی؛ پاتاوه ای؛ شاه پیری؛ کی مقصودی؛ کی شمصوری؛ کی بندری؛ حاجی؛ خداوَش؛ بنکُو و ( کی منصوری؛ احمد بانگو؛ سرملی )

منبع. واژه نامه بختیاریکا

3.---

🔹 تحلیل ریشه‌شناختی و تاریخی واژه‌ی «سَهید / سهید»

۱. ریشه‌ی هندواروپایی

واژه‌ی سهید / سَهید / سَهِد از ریشه‌ی هندواروپایی *sekʷh- / sah- گرفته شده که در شاخه‌ی ایرانی به صورت sah- درآمده است.

این ریشه در هر سه شاخه‌ی اوستایی، سانسکریت و فارسی میانه معنا و کارکردی هم‌ریشه دارد: تاب‌آوردن، استقامت، یاری، و شکیبایی.

زبان صورت واژه معنا

اوستایی sah- ، sahita- تاب آوردن، ایستادگی کردن

سانسکریت sah- ، sahati (सहति) تاب آوردن، یاری دادن، شکیبایی کردن

فارسی میانه sahēd / sahīd بردبار، شکیبا، پایدار

فارسی نو سهیدن، سهنده، سهیده تحمل کردن، تاب آوردن، شکیبا بودن

📘 در هر مرحله، معنای «استقامت» و «تاب‌آوری» ثابت مانده و فقط از نظر ساخت و صرف دگرگون شده است.

---

۲. جایگاه در فارسی میانه و فارسی نو

در متون پهلوی، واژه‌ی sahīd / sahēd برای توصیف انسان بردبار و پایدار آمده است.

در فارسی نو نیز ساخت‌های زیر از آن پدید آمده‌اند:

سهیدن → مصدر: تاب آوردن، تحمل کردن

سهنده → اسم فاعل: آن‌که تاب می‌آورد

سهیده → اسم مفعول / صفت: تاب‌آورده، استوار، شکیبا

سهید → صفت یا نام خاص با همان بار معناییِ استقامت

---

۳. منابع تطبیقی و استنادی

ردیف منبع توضیح

۱ Bartholomae, Christian. Altiranisches Wörterbuch. Strasbourg, 1904. §§1559–1560 منبع بنیادین ریشه‌شناسی واژه‌های اوستایی؛ مدخل sah-

۲ Mayrhofer, Manfred. Etymologisches Wörterbuch des Altindoarischen. Heidelberg, 1986–2001. تحلیل دقیق ریشه‌ی سانسکریت sah- (सहति) و تطبیق آن با اوستایی sah-

۳ MacKenzie, D. N. A Concise Pahlavi Dictionary. London, 1971. در مدخل sahēd/sahīd: «patient, enduring»

۴ Bailey, H. W. Dictionary of Khotan Saka. Cambridge, 1979. ذکر شکل ساکایی sahä- با معنای مشابه

۵ Kent, Roland G. Old Persian: Grammar, Texts, Lexicon. 2nd ed., New Haven, 1953. اشاره به هم‌ریشه‌های ایرانی sah- در فارسی باستان

۶ Cheung, Johnny. Etymological Dictionary of the Iranian Verb. Leiden: Brill, 2007. بررسی دقیق فعل‌های sah- در شاخه‌های ایرانی شرقی و غربی

۷ Bartholomae & Justi, Grundriss der iranischen Philologie, Strassburg, 1895–1901. تحلیل تطبیقی sah- در شاخه‌های ایرانی

۸ Humbach, Helmut. The Gathas of Zarathustra. Heidelberg, 1959. کاربرد sah- در گاهان در معنی «ایستادگی و پایداری»

۹ فرهنگ ریشه‌شناختی زبان فارسی (احمد کسروی / ح. انوری، چاپ دانشگاه تهران) تحلیل ریشه‌ی sah- در پیوند با «سهیدن» فارسی

۱۰ واژه‌نامه بختیاریکا ثبت کاربرد قومی و نامی «سهید» در میان تیره‌های دینارانی ایل بختیاری

---



منابع .

فرهنگ فارسی



ترجمه

[ویرایش]