پرش به محتوا

شاه‌سرخس

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

حوزه: [زیست‌شناسی- علوم گیاهی]

  1. سرده‌ای از شاه‌سرخسیان با پنج تا ده گونه که اساساً مختص نواحی معتدل هستند؛ گیاهان این سرده دارای برگ‌شاخه‌های (fronds) کاملاً دوریختی یا نیمه‌دوریختی با فتوسنتز (Photosynthesis) سبز سترون هستند و برگچه‌های غیرفتوسنتزی (non-photosynthetic) بارور با هاگدان‌های بزرگ و برهنه دارند.

منابع

[ویرایش]

«شاه‌سرخس» هم‌ارزِ «Osmunda»؛ منبع: گروه واژه‌گزینی و زیر نظر غلامعلی حدادعادل، دفتر هشتم، فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان، تهران: انتشارات فرهنگستان زبان و ادب فارسی، شابک ۹۷۸-۶۰۰-۶۱۴۳-۰۸-۸