پرش به محتوا

شاه قام

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • (فارسی/عربی)

آوایش

[ویرایش]
  • /شاه/قام/

اسم مرکب

[ویرایش]

شاه‌قام

  1. شاه قایم: پی در پی کشت گفتن به حریف، آنگاه که خود را در بازی شطرنج زبون بینند تا بدین وسیله فرصت ندهند که بازی دیگر کند و بازی قایم شود.

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ لغت معین