پرش به محتوا

شکوفه زدن

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • فارسی

آوایش

[ویرایش]
  • /شِکوفِه/زدن/

مصدر فعل لازم

[ویرایش]

شکوفه‌زدن

  1. شکوفه کردن.
  2. هر جا او بود، خود را مانند درخت بهاری‌ای می‌دیدم که بخواهد شکوفه بزند.‌«اسلامی ندوشن»

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن