شکوفه زدن
ظاهر
فارسی
[ویرایش]
ریشه لغت
[ویرایش]- فارسی
آوایش
[ویرایش]- /شِکوفِه/زدن/
مصدر فعل لازم
[ویرایش]شکوفهزدن
- شکوفه کردن.
- هر جا او بود، خود را مانند درخت بهاریای میدیدم که بخواهد شکوفه بزند.«اسلامی ندوشن»
منابع
[ویرایش]- فرهنگ بزرگ سخن