صید

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

فارسی[ویرایش]

صِ

ریشه‌شناسی[ویرایش]

اسم[ویرایش]

  1. شکار کردن.
  2. شکار.

~ صید حرم: [قدیمی] جانوری که در سرزمین حرم (حوالی کعبه) باشد و کشتن و شکار کردن آن حرام است: دگر به صید حرم تیغ برمکش زنهار / وزآنچه با دل ما کرده‌ای پشیمان باش (حافظ: ۵۵۲). ~ صید شدن: (مصدر لازم) شکار شدن؛ به دام افتادن. ~ صید کردن: (مصدر متعدی) شکار کردن.