طرح کردن

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

(~. کَ دَ)

فارسی[ویرایش]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

مصدر متعدی[ویرایش]

  1. دور انداختن.
  2. چیزی را به قهر نزد کسی انداختن.
  3. پی افکندن، نقشة کاری را کشیدن.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین