طیلس

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

طیلس ـ طی لـَش[ویرایش]

  1. :برای هر واژه دو بحث باید صورت بگیرد،یکی ریشه و مفهوم واژه و دیگری تاریچه واژه.ریشه یابی
  2. واژه طیلس و تعلق آن به فلان زبان کاری بس دشوار است همچنین تفهیم آن برای متکلمین به
  3. زبانهای دیگر دشوارتر.اما تاریخچه نخستین تن پوش انسان قطعا بدوران حجر برمیگردد،پوشش
  4. انسانهای ابتدائی قبل از نخ و سوزن از پوست حیوانات بود.اما بمرور زمان تکامل یافته و در
  5. دوران متاخرتر از البسه های پشمی و الیاف برای تهیه لباس استفاده شد.قوم مبتکر طیلس معلوم
  6. نیست ولی تن پوشی کهن در مشرق زمین است که محتملا نخست سلاطین و سپس افرد درجه دو و سه کشور
  7. نیز از آن استفاده کردند.
  1. :شاهنامه نخستین لباس بزرگان را از پوست پلنگ و کیومرث را نخستین پلنگینه پوش نام میبرد.
  2. بعد از کیومرث پیشه های مختلف به هوشنگ نسبت داده می شودو ابتکار تن پوش هائی از پوست روباه
  3. ،قاقم،سنجاب و سمور را منتسب وی می کند.
  1. :واضح است هر شیء تازه ای نخست برازنده سلطان باش و این رسم تا کنون هم به قوت خود باقیست.
  2. در گذشته های بسیار دور سلطان دو مقام را تواَما عهده دار بود،منصب شاهی و منصب داوری.
  3. جمشید هم موبد بود و همپادشاه یعنی شغل قضاوت و سیاست را شاغل بود.طیلس که
  4. لباس قاضی بشمار می رود پس قبل از آن حاکمان آن را به تن میکردند.
  1. :نکته ظریف اینکه سلاطین جهانگشا مانند نمرود و سارگون در امور کشور داری از بومیان هر منطقه
  2. به افراد سرسپرده و قابل اعتماد نیاز داشتند و اگر چنین کسانی را می یافتند وی را فرمانفرما
  3. یا بقول امروزی استاندار موطنش قرار میدادند.برای تثبیت موقعیت او در اذهان مردم خلعتی
  4. شاهانه بهمراه بعضی آلات حرب مانند دشنه،خنجر و غیره برای والی ارسال می داشتند.
  1. :فرد منتخب با ردای ارمغان سلطان مسئول اجرای امور سیاسی و قضائی میشد،این نکات را بعضی از
  2. شاعران پارسی گو در ابیات خویش آورده اند.فردوسی در داستان لشکر کشی اسکندر به مصر
  3. چنین می گوید: پذیره شدش با فراوان سپاه..... ابا بدره و برده و تاج و گاه .
  1. :حافظ نیز؛ حافظ سرود مجلس ما ذکر خیر تست..... بشتاب هان که اسب و قبا میفرستمت .

--Shams948 ‏۱۱ فوریهٔ ۲۰۱۱، ساعت ۲۲:۴۷ (UTC)