پرش به محتوا

عقل جن

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • (فارسی/عربی)

آوایش

[ویرایش]
  • /عقلِ/جِن/

اسم مرکب

[ویرایش]

عقل‌جن

  1. (گفتگو): عقل جن هم نرسیدن ← به عقل جن نرسیدن. قد ندادن.
    میخواهد نمایش عجیبی بدهد، اما چه نمایشی؟ عقل جن هم قد نمی‌دهد.

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن