پرش به محتوا

غَو

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه‌ لغت

[ویرایش]
  • دهش‌شده به پهلوی: غو

آوایش

[ویرایش]
  • /غَو/

اسم

[ویرایش]

غو

  1. مترادف پراکندن، تاراندن و متواری ساختن بویژه جانوران و پرندگان در مزرعه.
  2. مهمان را از خانه بیرون انداختن.

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ شمس