فرسودن

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

فارسی[ویرایش]

(فَ دَ)

مصدر لازم[ویرایش]

  1. ساییده شدن.
  2. کهنه و پوسیده شدن.

مصدر متعدی[ویرایش]

  1. ساییدن.
  2. کهنه و پوسیده کردن.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

برگردان‌ها[ویرایش]

انگلیسی
wear