فرهانج
ظاهر
فارسی
[ویرایش](فَ نَ)
اسم
[ویرایش]- بختک، کابوس.
منابع
[ویرایش]- فرهنگ لغت معین
(~.)
- پیرامون دهان از جانب بیرون.
منابع
[ویرایش]- فرهنگ لغت معین
(~.)
اسم
[ویرایش]- شاخة بزرگی که از درخت ببرند تا شاخههای دیگر برآید.
- شاخة درختی که به درخت دیگر پیوند کنند.
- شاخة درخت انگوری که آن را در زمین کنند و از جای دیگر تتمة آن را بر آرند؛ عکیس.
منابع
[ویرایش]- فرهنگ لغت معین