پرش به محتوا

فرهانج

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

(فَ نَ)

اسم

[ویرایش]
  1. بختک، کابوس.

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ لغت معین

(~.)

  1. پیرامون دهان از جانب بیرون.

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ لغت معین

(~.)

اسم

[ویرایش]
  1. شاخة بزرگی که از درخت ببرند تا شاخه‌های دیگر برآید.
  2. شاخة درختی که به درخت دیگر پیوند کنند.
  3. شاخة درخت انگوری که آن را در زمین کنند و از جای دیگر تتمة آن را بر آرند؛ عکیس.

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ لغت معین