پرش به محتوا

فروماندن

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

(~. دَ)

مصدر لازم

[ویرایش]
  1. بیچاره شدن، ناتوان شدن.
  2. درنگ کردن.
  3. معزول شدن.

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ لغت معین