پرش به محتوا

فرو داشت

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

(فُ) (م

صفت مرکب

[ویرایش]
  1. فرو گذاشتن، تقصیر، کوتاهی.
  2. انجام و آخر کار.
  3. تنزل، به پستی گراییدن.

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ لغت معین