پرش به محتوا

فرو نشستن

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

(~. نِ شَ تَ)

مصدر لازم

[ویرایش]
  1. پایین نشستن.
  2. ته نشین شدن.
  3. از شدت چیزی کم شدن.
  4. خاموش شدن.
  5. آرام شدن، تسکین یافتن.

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ لغت معین