فز
ظاهر
فارسی
[ویرایش]ریشه لغت
[ویرایش]- دهششده به عربی: فظ
آوایش
[ویرایش]- /فِز/
صفت بهاری
[ویرایش]فز
- مترادف «در رفتن» در فارسی، وقتی تیر از کمان رها شد و کسی را نشانه رفت، اگر بموقع ۲۰ سانت بطرف چپ یا راست جا بجا گردد در آن صورت این صفت اطلاق میگردد.
- فِز دِ.
- در رفت.
- فِز دِ.
واژههای مشتق شده
[ویرایش]منابع
[ویرایش]- فرهنگ شمس