پرش به محتوا

قاشیه

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]

آوایش

[ویرایش]
  • /قاش/ئیه/

اسم بهاری

[ویرایش]

قاشیه

  1. مترادف مترصد شدن برای فرار در فارسی، بویژه از میدان جنگ.
  2. مترادف چشم و ابرو نشان دادن مانند ایما و اشاره به همراهان جهت کاری.

کهن‌واژه

[ویرایش]
  1. قاشیه ممکن است در زبان معیار باستان به دو بخش قاش (قاچ) که هم مصدر فعل فرار کردن است؛ و هم به معنی ابرو.

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ شمس