پرش به محتوا

ققنس

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • (فارسی/عربی)

آوایش

[ویرایش]
  • /قُقنس/

اسم

[ویرایش]

ققنس

  1. مرغی افسانه‌ای و خوش‌آواز با پرهای خوشرنگ که از سوراخ‌های منقارش صداهای عجیبی بر‌می‌آوَرَد. هزار سال عمر می‌کند و در پایان عمرش هیزم بسیار جمع می‌کند و بر بالای آن می‌نشیند و آواز می‌خوانَد و با برهم زدن بال‌ها، آتشی پدید می‌آوَرَد که خود در آن می‌سوزد و از خاکسترش ققنس دیگری بوجود می‌آید. ققنوس.

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن/فرهنگ لغت معین