پرش به محتوا

قلله

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • دهش‌شده به فارسی: قله

آوایش

[ویرایش]
  • /قلْله/

اسم بهاری

[ویرایش]

قِلْلَه

  1. مترادف دانه، قطره یا اغلب موارد حبّه انگور ← غلله.

صفت نسبی بهاری

[ویرایش]

قُلْلِه

  1. مترادف کسی یا چیزی که واجد دو بازوی بلند باشد، بویژه مردانی که دارای بازوان غیرعادی هستند.
    قُلله دِ!
    دراز دست است!

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ شمس