قوام

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

(قِ)

فارسی[ویرایش]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

اسم[ویرایش]

  1. آن چه که کاری یا چیزی به آن قائم باشد.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

(قَ)

ریشه‌شناسی[ویرایش]

اسم[ویرایش]

  1. مایة زیست.
  2. اصل چیزی.
  3. اعتدال.
  4. عدل.
  5. استواری، استحکام.
  6. راستی.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

برگردان‌ها[ویرایش]

انگلیسی
formidability