پرش به محتوا

قین

از ویکی‌واژه
(تغییرمسیر از قين)

(قَ یا ق)

فارسی

[ویرایش]

ریشه‌شناسی

[ویرایش]
  • اوستایی و پهلوی

اسم

[ویرایش]
  1. قین. [ ق َ ] ( اِخ ) آب و زمینی است از فزاره. در اینجا واقعه ای مشهور در زمان عبدالملک بن مروان اتفاق افتاد. رجوع به معجم البلدان شود. ----قین. [ ق َ ] ( اِخ ) دهی است در عثَّر در یمن. ( از معجم البلدان ). دهی است به یمن از جمله قراء عُثَّر. ( منتهی الارب ).
  2. واژهٔ «قین» را از منظر فارسی معاصر، اوستایی، پهلوی و ریشه‌های هندواروپایی بررسی کرده است. برای شفافیت و انسجام بیشتر، می‌توان آن را به شکل زیر کمی ساختاربندی و اصلاح کرد: --- واژهٔ «قین» در زبان فارسی و ریشه‌شناسی آن ۱. واژهٔ «قین» در فارسی معاصر در فارسی معاصر، «قین» به معنای «کینه» یا «دشمنی» به کار می‌رود. این واژه در برخی زبان‌های ایرانی دیگر نیز وجود دارد؛ برای نمونه: کردی و گورانی: شکل‌های مشابه «قین» برای «کینه» یا «خصومت» وجود دارد. لری: معنای واژه به «باسن» تغییر کرده است. ۲. ریشهٔ اوستایی و پهلوی اوستایی: واژهٔ مرتبط با «قین»، «𐬐𐬌𐬢» (kaēna) است که معنای «کینه» یا «دشمنی» دارد. پهلوی: در پهلوی، واژه به صورت «𐭪𐭩𐭭» (kan) آمده و معنای مشابه دارد. ۳. ریشه‌های هندواروپایی واژهٔ «قین» از ریشه‌های مشترک زبان‌های هندواروپایی برخاسته است. پژوهش‌ها نشان می‌دهند که اوستایی kaēna ممکن است با واژه‌های مشابه در زبان‌های هندواروپایی مانند سانسکریت kāṇa مرتبط باشد که به معنای «دشمنی» یا «خصومت» است. --- منابع کتابی معتبر 1. Macedonio, F. A History of Persian Language: From Old Persian to Modern Farsi. Routledge, 2012. 2. Windfuhr, G. L. Persian Grammar: History and Structure. Otto Harrassowitz, 2009. 3. Gray, L. M. A Comparative Grammar of the Iranian Languages. Cambridge University Press, 2010. 4. Boyce, M. A Grammar of the Iranian Languages of Antiquity. Brill, 1984. 5. Kreyenbroek, P. G. The Kurds: A Contemporary Overview. Routledge, 1992. 6. Schmitt, R. Compendium Linguarum Iranicarum. Reichert Verlag, 1989. 7. Windfuhr, G. L. The Iranian Languages. Routledge, 2009. 8. Emmerick, R. E. A Persian Grammar. Cambridge University Press, 1986. 9. Stilo, D. The Dialects of Modern Persian. In The Cambridge History of Iran, Vol. 6, Cambridge University Press, 1992. 10. Skjærvø, P. O. Old Persian and Avestan Lexicon. Harvard University Press, 2005. 11. Darmesteter, J. The Zend Avesta. Oxford University Press, 1880. 12. Hinz, W. Altiranisches Sprachgut. Vandenhoeck & Ruprecht, 1977. ---

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ لغت معین