پرش به محتوا

قی‌آلود

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • (فارسی/عربی)

آوایش

[ویرایش]
  • /قَی/آلود/

صفت مفعولی

[ویرایش]

قی‌آلود

  1. آغشته به قی، استفراغ.
    چشمش قی‌آلود بود و از دهانش بوی گند می‌آمد. «محمد قاضی»

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن