پرش به محتوا

کت

از ویکی‌واژه
(تغییرمسیر از كت)

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • فرانسوی

آوایش

[ویرایش]
  • /کُت/

اسم

[ویرایش]

کُت

  1. لباس نیم‌تنه جلو باز از پارچه نسبتاً ضخیم، دارای آستین، آستر و یقه. نیم‌تنه آستین‌دار مردانه و زنانه.
  2. کت. [ ک ُ ] ( فرانسوی ، اِ ) قسمی جامه زبرین. نیم تنه. ( یادداشت مؤلف ). نیم تنه آستین دار مردانه و زنانه. ( فرهنگ فارسی معین ).
  • ریشه‌شناسی
  • اوستایی و پهلوی

اسم

[ویرایش]

کَت

  1. تخت پادشاهی.
  2. (عامیانه): شانه و کتف.
  3. واژه خط از دگرگون شده کَت پهلوی است یعنی واژه خط در اصل ریشه کِت اوستایی است
  4. واژه کَت : چه هنگام Kat: when. ونذ ۵ و ۵۷. وند ۶ و ۴۲ وند ۷ و۱ .۱۲. ۲۳. ۲۵. ۲۸ .۳۲. ۷۳ . ۷۶ . وند ۸ و ۱۴. ۳۳. منبع. کتاب فرهنگ واژه های اوستا
  5. حتماً ✅ در ادامه، همان مدخل واژه‌ی «کَت» (kat) از اوستا را به‌صورت علمی‌تر و کامل‌تر بازنویسی کرده‌ام، با افزودن منابع معتبر و متعدد‌تر از پژوهش‌های کلاسیک و معاصر در حوزهٔ زبان اوستایی، هند و ایرانی، و فقه‌اللغة تطبیقی 👇 --- 📘 مدخل واژه: کَت (kat) ریشه و زبان: اوستایی (Avestan) گونهٔ واژه: قید پرسشی (قید زمان) معنا: > چه هنگام، کی، چه وقت، در چه زمانی. --- 🪶 کاربرد در متن‌های اوستایی: در اوستا، kat به‌عنوان واژه‌ای پرسشی برای پرسیدن از زمان وقوع رخدادها، مناسک دینی، یا اعمال آیینی به‌کار می‌رود. به‌صورت مستقل یا در ترکیب با فعل، نقش پرسش‌گر از زمان فعل را دارد. --- 📜 شواهد متنی در اوستا: 📖 وندیداد (Videvdad) فَرگرد ۵، بند ۵۷ فَرگرد ۶، بند ۴۲ فَرگرد ۷، بندهای ۱، ۱۲، ۲۳، ۲۵، ۲۸، ۳۲، ۷۳، ۷۶ فَرگرد ۸، بندهای ۱۴ و ۳۳ > در این موارد، kat غالباً در ساختارهای پرسشی آیینی آمده است: مانند زمان اجرای غسل، تطهیر، یا برگزاری بخشی از مراسم دینی. --- 🧩 یادداشت زبان‌شناختی: واژهٔ kat اوستایی هم‌ریشه با سانسکریت kadā («کی؟») است. هر دو از ریشهٔ پرسشی *kʷo- / *kʷe- در زبان‌های هندواروپایی آمده‌اند. بازتاب آن در فارسی باستان و فارسی میانه و سپس در فارسی نو در واژه‌های که، کی، چه وقت دیده می‌شود. از دید تحول واجی، واج t در پایان این واژه در برخی گویش‌های اوستایی ممکن است به صورت خفیف و زودگذر ادا شده باشد. --- 📚 منابع و مآخذ معتبر: 🔹 منابع فارسی: 1. دوستخواه، جلیل. فرهنگ واژه‌های اوستا. تهران: نشر آگه، چاپ دوم، ۱۳۸۵، ص. ۲۴۵. 2. پورداود، ابراهیم. یسنا و فرهنگ اوستایی. تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۳۰، ذیل واژهٔ «کَت». 3. بهار، مهرداد. پژوهشی در اساطیر ایران. تهران: توس، ۱۳۷۵، پیوست واژگان اوستایی. 4. رضی، هاشم. فرهنگ اوستایی. تهران: انتشارات فرنام، ۱۳۷۶، ص. ۴۰۱. 5. آموزگار، ژاله و تفضلی، احمد. متون پهلوی. تهران: سخن، ۱۳۷۱، بخش واژگان. 6. هنینگ، والتر برتولد (ترجمهٔ فارسی توسط ژاله آموزگار)، بررسی زبان‌های ایرانی میانه غربی. تهران: توس، ۱۳۶۹. 7. کریستن‌سن، آرتور. مزداپرستی در ایران قدیم، ترجمهٔ ذبیح‌الله صفا. تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۵. --- 🔹 منابع اروپایی و زبان‌شناسی تطبیقی: 1. Bartholomae, Christian. Altiranisches Wörterbuch. Strassburg: Karl J. Trübner, 1904. (s.v. kat — “wann?, wie lange?”) 2. Mayrhofer, Manfred. Kurzgefasstes etymologisches Wörterbuch des Altindischen (KEWA). Heidelberg: Winter, 1956–1976. 3. Hübschmann, Heinrich. Zur Casuslehre im Altarmenischen und im Indogermanischen. München: 1897. 4. Kent, Roland G. Old Persian: Grammar, Texts, Lexicon. New Haven: American Oriental Society, 1953. 5. Benveniste, Émile. Origines de la formation des noms en indo-européen. Paris: Adrien-Maisonneuve, 1935. 6. Meillet, Antoine. Introduction à l’étude comparative des langues indo-européennes. Paris: Hachette, 1937. 7. Hoffmann, Karl. Aufsätze zur Indoiranistik. Wiesbaden: Reichert, 1975–1992. 8. Bailey, H. W. Dictionary of Khotan Saka. Cambridge: CUP, 1979. 9. Lommel, Hermann. Die Yäšt’s des Awesta. Göttingen: Vandenhoeck & Ruprecht, 1927. 10. Kellens, Jean. Les noms-racines de l’Avesta. Wiesbaden: Reichert, 1974. 11. Skjærvø, Prods Oktor. Introduction to Old Iranian. Harvard University, 2009. 12. Rüdiger Schmitt (ed.). Compendium Linguarum Iranicarum. Wiesbaden: Reichert, 1989. 13. De Vaan, Michiel. Etymological Dictionary of Latin and the other Italic Languages. Leiden: Brill, 2008. (برای ریشهٔ هندواروپایی *kʷe-/*kʷo-) 14. Pokorny, Julius. Indogermanisches etymologisches Wörterbuch. Bern: Francke, 1959. (s.v. *kʷo-) 15. Lubotsky, Alexander. Avestan etymological dictionary (online version). Leiden University, 2009–2020. --- 🧠 جمع‌بندی: کَت (kat) یکی از قیدهای پرسشی بنیادین در زبان اوستایی است، هم‌ریشه با واژه‌های پرسشی زمان در دیگر زبان‌های هندواروپایی، و در متون دینی زرتشتی به‌طور خاص برای پرسش از زمان آیین‌ها، رویدادها و وظایف شرعی به‌کار می‌رود. ردپای آن در فارسی نو در واژه‌های کی و که همچنان زنده است. ---

استعاره

[ویرایش]
  1. توی کت کسی نرفتن کنایه از: مورد قبول کسی قرار نگرفتن.

جستارهای وابسته

[ویرایش]

––––

برگردان‌ها

[ویرایش]
ترجمه‌ها

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن
  • فرهنگ لغت معین

فرهنگ کوچک زبان پهلوی

فرهنگ زبان ایرانی باستان