پرش به محتوا
منوی اصلی
منوی اصلی
انتقال به نوار کناری
نهفتن
ناوبری
صفحهٔ اصلی
سرواژهٔ تصادفی
همکاری
قهوهخانه
تغییرات اخیر
ورودی کاربران
واژه درخواستی
تماس با ویکیواژه
راهنما
جستجو
جستجو
ظاهر
کمک مالی
ساخت حساب
ورود
ابزارهای شخصی
کمک مالی
ساخت حساب
ورود
فهرست
انتقال به نوار کناری
نهفتن
بخش آغازین
1
فارسی
تغییر وضعیت زیربخشهای فارسی
1.1
ریشه لغت
1.2
آوایش
1.3
اسم
1.4
اسم
تغییر وضعیت فهرست محتویات
کن
۹ زبان
Deutsch
English
Français
Kurdî
Malagasy
Norsk bokmål
پنجابی
Русский
سرائیکی
سرواژه
بحث
فارسی
خواندن
ویرایش
نمایش تاریخچه
ابزارها
ابزارها
انتقال به نوار کناری
نهفتن
کنشها
خواندن
ویرایش
نمایش تاریخچه
عمومی
پیوندها به این صفحه
تغییرات مرتبط
بارگذاری پرونده
پیوند پایدار
اطلاعات صفحه
یادکرد این صفحه
دریافت نشانی کوتاهشده
بارگیری کیوآر کد
استفاده از تجزیهگر قدیمی
چاپ/برونبری
ایجاد کتاب
بارگیری بهصورت PDF
نسخهٔ قابل چاپ
در پروژههای دیگر
ظاهر
انتقال به نوار کناری
نهفتن
از ویکیواژه
(تغییرمسیر از
كن
)
فارسی
[
ویرایش
]
ریشه لغت
[
ویرایش
]
گیرششده از
بهاری:
کَن
آوایش
[
ویرایش
]
/کُن/
اسم
[
ویرایش
]
کُن
بن مضارعِ
کردن
،
جزء پسین بعضی از کلمههای مرکب. به معنی
کننده
. آبسردکن، آبشیرینکن.
اسم
[
ویرایش
]
کِن
بخیه، بخیهای که به لباس یا چیز دیگر زنند.
ترجمه
انگلیسی:
wiper
whisperer
whet
vestry
vestiary
topper
stripper
stator
sophist
smoky
skinner
sickener
siccative
regressive
refrigerant
precarious
poseur
poser
perforator
pecker
opener
officious
mixer
magnifier
leaky
grinder
gravedigger
gabber
folder
fixer
durdge
dodger
damper
cuddly
cloakroom
buzzer
brush
broacher
broach
begone
bathhouse
awl
anteroom
whittler
whiskery
whisker
whisk broom
vestibular
uproot
trot
toaster
time killer
termagant
tea maker
tape recorder
tape punch
tape perforator
swank
swab
supplanter
stamper
springer
spasmodic
spark arrester
sparing
silencer
secateur
saw set
saver
rub out character
rowdy
root up
root out
root
reefer
radiator
polygraph
pipe fitter
pipe cutter
pipe cleaner
picklock
petard
peeler
pad
obsequious
muffler
muffle
muff
mucker
mat
marlinspike
marlinespike
levier
kettle
jobber
irradicable
ineradicable
ice pick
husker
hay maker
فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین
ردهها
:
واژههای گیرششده از زبان بهاری
اسمهای پهلوی
اسمهای فارسی
اصطلاحات با پیشوند کن
اصطلاحات با پسوند کن
جستجو
جستجو
تغییر وضعیت فهرست محتویات
کن
۹ زبان
افزودن مبحث