لچ

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

فارسی[ویرایش]

(لُ)

صفت[ویرایش]

  1. لوچ. لوج: لخت، برهنه، عریان.

لُچ :(loch) در گویش گنابادی یعنی مکیدن چیزی ، مکیدن سینه یا بدن زن یا آلت تناسلی مرد.

لَچ :(lach) در گویش گنابادی یعنی تر شدن ، خیس

لُچَّ :(lochcha) در گویش گنابادی یعنی برعکس کردن ، به دهان گرفتن

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

(لَ)

اسم[ویرایش]

  1. چهره، رخ، رخسار.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین


آوایش[ویرایش]

  1. لِ lech

اسم[ویرایش]