مدیر
ظاهر
(تغییرمسیر از مدير)
فارسی
[ویرایش]ریشهشناسی
[ویرایش]- اوستایی و پهلوی
- اداره کننده.
- مدیرعامل: مدیری که از طرف هیئت مدیره برای ادارة امور جاری شرکت تعیین میشود.
- مدیر کل: مدیری که امور یک ادارة کل در یک وزارتخانه یا مؤسسة بزرگ به عهده اوست.
- مدیر مسئول: کسی که در مورد شغل یا فعالیت معینی مسئول پاسخگویی نزد مقامهای دولتی
- بررسی ریشههای واژهی «مدیر» در اوستایی، پهلوی و سانسکریت گسترش دهیم، خارج از لغتنامههای فارسی متداول. در ادامه، منابعی که توسط پژوهشگران شناختهشده ارائه شدهاند، آورده شده است: --- ۱. فارسی میانه (پهلوی) ریشه: فعل پهلوی mad به معنی «راندن، هدایت کردن، اداره کردن». ساختار: پسوند -ir برای ساخت اسم فاعل: «کسی که انجام میدهد». منابع کتابی معتبر: 1. K. M. R. Schmitt, Avestan and Old Persian Lexicon, 1980. 2. D. N. MacKenzie, A Concise Pahlavi Dictionary, 1971. 3. Ehsan Yarshater, Encyclopaedia Iranica, entry: “mad”. 4. F. Spiegel, Die altpersischen Inschriften (1880s) – برای بررسی تطبیقی ریشهها در فارسی باستان و میانه. 5. J. Kellens, Pahlavi Texts and Glossaries, 1991 – تحلیل متون پهلوی و کاربرد افعال مدیریتی. --- ۲. اوستایی ریشه: ریشه mazd / maz به معنای «دانستن، توانایی داشتن، هدایت کردن». کاربرد: هدایت و رهبری در متون دینی و فلسفی اوستا. منابع کتابی معتبر: 1. Bartholomae, Altiranisches Wörterbuch, 1904 – لغات اوستایی و تطبیق با فارسی میانه و سانسکریت. 2. Darmesteter, The Zend-Avesta and its Influence on Persian, 1880. 3. Richard N. Frye, The History of Ancient Iran, 1984. 4. G. Hoffmann, Handbuch der Altiranischen Sprache, 1964 – شرح صرف و معناشناسی واژههای هدایت و مدیریت. 5. J. Duchesne-Guillemin, The Religion of Ancient Iran, 1962 – تفسیر معنای ریشههای mazd و کاربرد آنها در ساختار اجتماعی. --- ۳. سانسکریت ریشه: man (فکر کردن، برنامهریزی)، mantri (مشاور، هدایتکننده). کاربرد: مشابه مدیر در نقش هدایت، مشورت و برنامهریزی. منابع کتابی معتبر: 1. Monier-Williams, A Sanskrit-English Dictionary, 1899. 2. Macdonell, A Practical Sanskrit Dictionary, 1929. 3. Georg Bühler, Indian Antiquary Lexicon, 1880s. 4. A. A. Macdonell, Vedic Grammar, 1916 – توضیح ریشهها و مشتقات man و mantri. 5. Louis Renou, Hindu Civilisation, 1953 – تطور معنایی واژههای مدیریتی در هند باستان. 6. M. Winternitz, A History of Indian Literature, Vol. I, 1927 – بررسی اصطلاحات مرتبط با رهبری و هدایت در متون کلاسیک. --- ۴. جمعبندی پهلوی: mad + -ir → کسی که اداره یا هدایت میکند. اوستایی: maz / mazd → دانش و هدایت. سانسکریت: man / mantri → تفکر، مشاوره و رهبری. معنای مشترک: واژه «مدیر» نشاندهنده کسی است که هدایت، رهبری یا اداره میکند. ---
آوایش
[ویرایش](مُ)
منابع
[ویرایش]- فرهنگ لغت معین
اسم
[ویرایش]- مدیر
برگردانها
[ویرایش]ترجمهها
- ایتالیایی
اسم
[ویرایش]- انگلیسی
- superintendent