مردباره
ظاهر
فارسی
[ویرایش]صفت مرکب منفی شخصیتی بهمعنی زن شهوتران، متضاد زنباره.
مشابهات و انواع خاص
[ویرایش]- بدکاره
- جلف
- شهوتران
- فاحشه عاطفی
- فمینیست شهوانی
- لاشی
منابع
[ویرایش]- دائرةالمعارف جاوید
«مردباره» همارزِ «nymphomaniac»؛ منبع: گروه واژهگزینی و زیر نظر غلامعلی حدادعادل، دفتر دوازدهم، فرهنگ واژههای مصوب فرهنگستان، تهران: انتشارات فرهنگستان زبان و ادب فارسی، شابک ۸-۶۶-۶۱۴۳-۶۰۰-۹۷۸