معمول

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

(مَ)

فارسی[ویرایش]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

(اِمف.)

  1. عمل شده، کار شده.
  2. رسم و عادت.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

صفت‌[ویرایش]

  1. معمول
  1. کرده شده.

برگردان‌ها[ویرایش]

انگلیسی
usual